دانستی و سرد گرمم کردی
تا خود زمستان دویدی و من گرم برف بودم
زود و به قول خودت بی نماز
و البته حتما خق باتوست برای ان همه شتاب
بس است بیش از این انها را به خیالی بهتر است مشغول نکنیم
.
.
.
و ای کمتر از همیشه و بیشتر از کاشکی ها
تک تک شریان های شب تشینان چون تویی را
حالا
باد خشکانده است
راستی یادم رفت
....
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment