سرما درست آن لحظه فکر تورا به خود مشغول میکند که تو با تمام تنت آن را در آغوش میگیری
و گرما نیز..
اما این موسیقی و شعر است که آنچنان تو را به تسخیر خود در می آورد که شاید برای سالها در همه ی زوایای وجودت باقی ماند
از هر آنچه خواهان تسلط بر جسم یا روج من است بیزارم
و گرما نیز..
اما این موسیقی و شعر است که آنچنان تو را به تسخیر خود در می آورد که شاید برای سالها در همه ی زوایای وجودت باقی ماند
از هر آنچه خواهان تسلط بر جسم یا روج من است بیزارم
و این نیز استثنا نیست
استثنا که نیست بلکه بیزاریم از این بیشتر است
چرا که خمارآن، مرگ را بر ترک ترجیح میدهد بی آنکه از او پرسی یا خواهد و یا داند!
همه چیز قدر گوش سپردن ندارد
و البته این فقط گوش و شنوایی تو نیست که به تسخیر آن در می اید
آین همه ی وجود تو با تمامی سوراخها و شکستگی ها و شادی هایت است...
چرا که خمارآن، مرگ را بر ترک ترجیح میدهد بی آنکه از او پرسی یا خواهد و یا داند!
همه چیز قدر گوش سپردن ندارد
و البته این فقط گوش و شنوایی تو نیست که به تسخیر آن در می اید
آین همه ی وجود تو با تمامی سوراخها و شکستگی ها و شادی هایت است...
0 comments:
Post a Comment